ایران امروز ما

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
ایران امروز ما

این روزها حال و روز ایران زمین چندان خوش نیست و به قول معروف از زمین و آسمان برای ما می بارد!

از یک سو خشکسالی و گرمای بی سابقه زمستانی و آلودگی هوای کلانشهرها برای ما دندان تیز کرده و از سوی دیگر زلزله های مکرر و سریالی ما را هدف قرار داده و آرامش را از ما گرفته ولی هیچ کدام از این بلاها به اندازه اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی این روزهای ایران نگران کننده نیست!

بی تدبیری های اقتصادی دولت آقای روحانی از یک سو و کارشکنی ها و سم پاشی های جناح رقیب آنچنان جو ناامید کننده و مسمومی را پدید آورده بود که که حتی تنفس در این فضای مسموم نیز حال انسان را بد می کرد و عاقبت نیز یک جرقه کوچک جامعه ایران را به نقطه انفجار رساند و سبب ساز این همه آشوب و اغتشاش شد.

البته نباید فراموش کنیم که جرقه این اعتراضات بوسیله بخش تندروی جناح اصولگرا افروخته شد و رسانه ملی نیز در یک اشتباه راهبردی خطرناک و مهلک در روزهای اول اعتراضات بر این آتش دمید و شعله های این آتش را به انبار بنزین جامعه ایران که همانا جوانان و اقشار ضعیف بودند رساند و اکنون نیز کنترل اعتراضات از دست شروع کنندگان آن خارج شده و اعتراض تبدیل به اغتشاش گردیده.

هنگامیکه دولت آقای روحانی به یکباره هزینه بیمه سلامت1000 تومانی را 240 برابر گران می کند و یا مردم را به قطع یارانه و افزایش قیمت بنزین تا 1500 تومان و افزایش نرخ مالیات ها و گرانی نان و ارزاق عمومی و... تهدید می کند باید هم منتظر انفجار اجتماعی و اعتراضات باشد ولی جناح مقابل نیز نباید فراموش کند که مردم جناح اصولگرا و محافظه کار را به علت سیاست های تند و رادیکال در عرصه داخلی و بین المللی سبب ساز مشکلات اقتصادی و معیشتی خود می دانند و چندان دل خوشی نیز از آن جناح ندارند.

این روزها هر دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا هدف اعتراضات و انتقادات هستند و به زبان ساده تر معترضین از هر دو جناح ناامید شده اند و به ناچار بدترین راه را برای بیان مطالبات خود انتخاب کرده اند.

این آتش خانمان سوز را که هیزم آن را دولت حسن روحانی فراهم آورده و آتش آن را جناح رقیب وی افروخته است چگونه و با صرف چه هزینه ائی می توان خاموش کرد؟چند نفر در جریان این اغتشاشات کور و بی هدف جان خواهند باخت و چند نفر مصدوم خواهند شد؟اموال چه کسانی آسیب خواهد دید و چند نفر زندانی و ستاره دار خواهند شد؟

حوادث روزهای اخیر و شعارهای معترضین به خوبی نشان می دهد که مخاطب اصلی این اعتراضات فقط دولت روحانی و یا قوه مجریه نبوده و معترضین نسبت به کل نظام گلایه مند هستند و لذا تمام ارکان نظام اسلامی اعم از قوای سه گانه و نهادهای انقلابی و شخصیت برجسته نظام موظف به پاسخگوئی به مردم و تلاش جهت کاهش تنش ها می باشند.

نکته جالب توجه آنجاست که اغلب دستگیر شدگان روزهای اخیر را جوانان و نوجوانان تشکیل داده و شدت اعتراضات در شهرهای دارای نرخ بالاتر بیکاری و مناطق دچار فقر اقتصادی به مراتب از شهرهای بزرگ و نقاط مرفه کشور بیشتر بوده است که این خود نشانه ائی دال بر وجود ریشه های اقتصادی این اعتراضات و اغتشاشات می باشد.

مسئولان نظام باید بدانند که زیر پوست آرام کشور گسل های اقتصادی،اجتماعی و سیاسی بزرگی وجود دارند که جنبش هر یک از این گسل ها می تواند ایران و کل منطقه خاورمیانه را وارد فاز آشوب و بی ثباتی نماید و عواقب جبران ناپذیری را برای مردم و نظام اسلامی ایران و حتی کشورهای همسایه در بر داشته باشد.

راه صحیح پیگیری خواسته های مشروع و قانونی،اعتراض خیابانی و اغتشاش و تخریب نیست کما اینکه عامل بیگانه خواندن معترضان و برخورد قهری با ایشان نیز صحیح نبوده و به نوعی پاک کردن صورت مساله می باشد،همچنین باید توجه داشت که قطع اینترنت و فیلتر کردن رسانه ها و شبکه های اجتماعی نیز دردی را درمان نخواهد کرد و صرفاً این آتش را زیر خاکستر مخفی کرده و زمینه ساز شعله ور شدن مجدد این آتش در آینده ائی نچندان دور خواهد شد.

بطور قطع تنها راه حل رفع مشکلات اقتصادی،اجتماعی و سیاسی ایران بازگشت کشور به مسیر واقعی مردم سالاری و عدالت است و با خشونت و تخریب و سرکوب و داغ و درفش هیچ مشکلی حل نشده و فقط مشکلی به مشکلات کشور افزوده می شود.

متاسفانه دموکراسی در جامعه ما هنوز به مرحله بلوغ نرسیده و همه ما اعم از مردم و مسئولان نظام هنوز توان تحمل یکدیگر را نداشته و هنوز هم با توسل به شیوه های خشن و غیر دموکراتیک به دنبال حل مسائل خود هستیم و شاید به همین دلیل است که ما مجبوریم هر چند سال یکبار آزمودنی های تکراری را دوباره و یا حتی چند باره بیازمائیم و عاقبت نیز همچنان در همان جای اول باشیم.      

تا وقتی که دموکراسی و عدالت در کشور حاکم و نهادینه نشود همواره باید شاهد چنین اعتراضات و اغتشاشاتی باشیم و همواره باید مردم و نظام هزینه سنگین سوء مدیریت ها و خشونت ها را بپردازند و هر روز بیشتر از دیروز شاهد انباشت عقده ها و کینه ها در لایه های مختلف اجتماع باشیم.

بطور قطع امنیتی شدن فضا به نفع هیچ کس نیست و چنین فضائی بهانه را به دست گروه های تندرو و خشونت طلب داده و جامعه را به سمت هرج و مرج سوق خواهد داد و راه بر رشد مردم سالاری خواهد بست.

و سخن آخر اینکه،این روزها ما بیش از هر زمان دیگر به آرامش،سعه صدر و رعایت قانون نیازمندیم و بهترین و فوری ترین راهکار جهت عبور از این بحران نیز بدون شک گفتگو  و نقد منصفانه در فضائی آرام  و بدون تشنج می باشد.