ما برای فاجعه آب چه تدبیری داریم؟

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 
ما برای فاجعه آب چه تدبیری داریم؟

چند روز پیش بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اشغالگر صهیونیستی در اجلاس "ایپک" در آمریکا سخنرانی می کرد؛فکر می کنید اولین چیزی که درباره ویژگی برتر آن رژیم  گفت چه بود؟ تسلیحات نظامی اش، گنبدش آهنین اش، موسادش یا ...؟

هیچ کدام! او درباره قدرت اسرائیل در عرصه "آب" سخن گفت. نتانیاهو گفت 90 درصد آب مصرفی در اسرائیل بازیافت می شود و این بالاترین رقم در سراسر جهان است. او همچنین از فناوری های مرتبط با کشاورزی سخن گفت که می تواند مصرف آب کشاورزی را مدیریت کند...

سرزمین اشغالی فلسطین، از کم آب ترین مناطق خاورمیانه به شمار می رود؛ اسرائیل نیز کشوری است که همواره مسائل امنیتی در آن حرف اول را می زند ولی حاکمان اشغالگر، در دهه های گذشته نه تنها مباحث امنیتی را دلیلی بر عدم توجه شان به آب قلمداد نکردند بلکه خود آب را محوری ترین مسأله امنیتی دانسته و برایش برنامه ریزی کرده اند.

نتانیاهو، بر خلاف همه دروغ ها و دغل هایش، درباره آب راست گفته است؛ اسرائیل در جهان به مدیریت منابع آب به ویژه در عرصه "بازیافت و تصفیه آب" شهره است به طوری که رتبه نخست جهان در زمینه بازیافت آب های مصرف شده را دارد و بعد از آن، اسپانیا و آلمان قرار دارند.

آنچه روز جمعه، 18 اسفند 96 در استان اصفهان رخ داد، هشداری بسیار بسیار بسیار جدی است. صدها کشاورز با پلیس درگیر شدند تا مانع انتقال آب از اصفهان به یزد شوند و در نهایت هم موفق شدند با ایجاد اختلال در برق سامانه آبرسانی، انتقال آب به یزد را برای چند ساعت مختل کنند.

از آن طرف نیز خوزستانی ها هر از گاهی تجمعات اعتراض آمیز علیه انتقال آب کارون به استان های مرکزی از جمله اصفهان برگزار می کنند. اوضاع در سایر نقاط کشور نیز مساعد نیست و دشت های برداشت ممنوع تقریباً همه کشور را فرا گرفته اند.

مدیریت آب کشور باید متمرکز، عالمانه و آمرانه باشد؛ آب کم (که کمتر می شود) و تقاضای زیاد (که زیادتر می شود)، این را می طلبد. نمی شود که نمایندگان فلان استان کم آب برای جلب نظر رأی دهندگان، امتیاز مجتمع های صنعتی که نیاز به آب فراوان دارند برای استان خود بگیرند ولی در واقع یک نقطه بحران زا در استان بیافرینند که برای دهه ها آب منطقه را می بلعد و نهایتاً کار به انتقال آب می کشد و ... .

صنایع فولاد و خودروسازی از جمله آب بر ترین صنایع هستند ولی به جای آن که در حاشیه آب های خلیج فارس و عمان تأسیس شوند، در کنار شهرهای کویری و کم آبی مانند اصفهان و کاشان راه اندازی شده اند. یا در برخی مناطق کم آب ایران مانند  سیستان و بلوچستان و اصفهان، برنج کاری می کنند که آب بر ترین محصول کشاورزی است.

کشاورزی نیز که بیشترین آب مصرفی کشور را به خود اختصاص داده است، همانند دوره مادها انجام می شود، یعنی از چاه یا رودخانه ای، آب را از طریق جوی ها به پای درختان می برند و به روش قدیمی غرقابی آبیاری می کنند، حال آن که امروز روش های متعددی مانند آبیاری قطره ای وجود دارد که مصرف آب را چندین برابر کمتر می کنند.

آب، بی تردید اولین مسأله کشور است اما جامعه ما درگیر امور فرعی و حاشیه ای است،؛ به راستی در سخنرانی های مسؤولان، نطق ها و مصوبات مجلس، برنامه های دولت و گفت و گوهای مردم چقدر به آب بهاد داده می شود؟! نزدیک به هیچ!

از اسرائیل گرفته تا کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، برنامه های جدی برای مدیریت منابع آب دارند: شیرین سازی آب دریا، مدرنیزه کردن کشاورزی و تغییر الگوی کشت، تصفیه آب های مصرفی و بازیافت فاضلاب، نوسازی شبکه انتقال آب و ... اما در ایران برغم تمام هشدارها، مسأله آب جدی گرفته نمی شود و کار بدانجا می رسد که مردم یک شهر علیه انتقال آب به یک شهر دیگر با پلیس کشورشان زد و خورد می کنند.

آنچه در استان اصفهان اتفاق افتاد، چیزی فراتر از یک هشدار آبی بود؛ فقط کافی است اندکی به این بیندیشید که این مردم روزگاری برای دفاع از کشورشان، همسنگر هم بودند و در حق هم چه ایثارها و جانفشانی ها که نمی کردند ولی اکنون کار به جایی رسیده که همین مردم برای بستن آب بر روی یکدیگر درگیر می شوند!

دردمندانه باید گفت مسأله آب از "بحران" گذشته است و با توجه به تبعاتی که به بار می آورد -و البته آورده است- باید سراغ تعبیر "فاجعه" رفت.

جعفر محمدی-کانال تلگرامی persianweather