روزهای سخت اعتدال

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
روزهای سخت اعتدال

فردا انقلاب اسلامی ایران 39 ساله می شود و خود را برای ورود به چهل سالگی آماده می کند،چهل سالگی در بین انسان ها سن بلوغ عقل است و سن رسیدن به تعادل بین عقل و احساس ولی آیا جامعه ایرانی در زمان حاضر به این تعادل رسیده است؟آیا جامعه ما در آستانه چهل سالگی انقلاب توانسته بین شور انقلابی و شعور سیاسی تعادل برقرار نماید؟جواب این سئوالات حداقل در زمان حاضر منفی است.

این روزها از زمین و آسمان برای اعتدال و اعتدال گرائی سیاسی در ایران بلا می بارد و جریان اعتدال یا به عبارتی "جریان نفی تندروی" بیش از هر زمان دیگری در معرض خطر طیف های تندروی هر دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب قرار دارد،این روزها تندروهای هر دو جناح با تمام قوا و به طرز  بی رحمانه ائی به جریان اعتدال هجوم آورده اند و قصد نابودی این جریان نوپا را دارند.

ایران و جامعه ایرانی در این 39 سالی که از استقرار نظام جمهوری اسلامی می گذرد بیشترین و بدتریت ضربات را از تندروی های سبک سرانه گروه های تندروی تمامی جناح ها خورده است و هنوز هم برخی از زخم های ناشی از تندروی در یاد و خاطر جامعه ایرانی تازه مانده است.

متاسفانه بعد از حوادث دی ماه امسال عرصه برای تندروی گروه های تندرو و بعضاً رادیکال در هر دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا مهیا شده و این گروه ها هر روز بیشتر به آتش جدائی و تفرقه دامن می زنند.

بدون شک روشن کننده و هیزم بیار اولیه معرکه اتفاقات ناخوشایند دی ماه 96 طرفداران طیف تندروی جریان اصولگرا بودند که متاسفانه بعد از روشن کردن آتش این غائله خود را کنار کشیده و گناه آن حوادث را به گردن عوامل نامعلوم خارجی انداختند.

در طرف مقابل پس از فروکش کردن آتش غائله برخی از اشخاص و گروه های تندروی جناح اصلاح طلب نیز بزرگان این طیف را به "عدم همراهی با معترضین"و"برخورد محافظه کارانه" و حتی "خیانت به آرمان های جامعه مدنی"متهم کردند و آتش نقد بی رحمانه را بر روی بزرگان اصلاحات گشودند.

ولی چه بخواهیم و چه نخواهیم ماهیت جامعه امروز ما "اعتدال طلب و اعتدال گرا" است و ظاهراً در جامعه ما افکار رادیکال خریدار آنچنانی ندارد.

مردم خوب می دانند که تاکنون حرکات احساسی و سبک سرانه طیف های تندروی هر دو جناح سیاسی کشور چه بلائی بر سر جامعه ما آورده و جامعه ایرانی چه هزینه های سنگینی بابت اقدامات غیرمسئولانه تندروها پرداخته است.

جامعه امروز ما بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت و اعتدال نیاز دارد و چه بخواهیم و چه نخواهیم راه رسیدن ما به جامعه آرمانی از جاده اعتدال می گذرد و راه دیگری نیز برای رسیدن به آن جامعه آرمانی وجود ندارد چرا که راه اعتدال ایمن ترین و کم هزینه ترین راه رسیدن به جامعه مدنی و مردم سالاری ایرانی است و هر راه دیگری که فاقد این دو خصیصه باشد مقبول و مطلوب جامعه ما نخواهد بود.

کسانیکه تندروی و بعضاً رادیکالیزم را رواج می دهند بیش از اینکه به فکر مردم باشند به فکر منافع خودشان هستند،آنان برای رسیدن به قدرت و یا تثبیت قدرتشان نیاز به فضای ناآرام و امنیتی دارند و به همین دلیل با دامن زدن به اختلافات و ترویج روش های غیرقانونی در بیان اعتراضات( در سمت معترضین) و یا توجیه اقدامات سرکوب گرایانه( در سمت حاکمیت) شرائط را برای توجیه حضور نامشروع خود فراهم می آورند.

به هر حال باید قبول کنیم که نان بعضی ها در تندروی است و اعتدال بساط کاسب کارانه تندروهای سبک سر را جمع کرده و نان دانی ایشان را تخته می کند.

و سخن آخر اینکه در مشی اعتدال و جامعه مدنی متعادل هیچ تندروی،آشوب و سرکوب خشنی جای ندارد و جامعه اعتدال گرا از راه های قانونی و بدون بکارگیری روش های خشن حرف خود را زده و حکومت نیز با رعایت مشی اعتدال و در کمال آرامش و سعه صدر حرف معترضین را شنیده و مشکلات را تا حد نهایت رفع می کند و از روش های خشن سرکوب گرایانه تا حد ممکن استفاده نمی نماید.

به امید روزی که فرهنگ اعتدال به فرهنگ بومی  این سرزمین تبدیل گردد.