جوانان می پرسند چرا؟

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
جوانان می پرسند چرا؟

انقلاب اسلامی ایران تا چند روز دیگر 39 ساله می شود و این به معنی آن است که سن انقلاب اسلامی از سن حدود 60 درصد جمعیت ایران بیشتر است و به عبارتی سه پنجم جمعیت ایران یا در زمان انقلاب خیلی کوچک بودند و یا اصلاً در آن زمان به دنیا نیامده بودند.

یکی از سئوالاتی که اغلب متولدین پس از انقلاب از والدین خود می پرسند آن است که "مردم ایران چرا انقلاب کردند؟" و یا اینکه"اصلاً چه نیازی به انقلاب بود؟ "و یا حتی این سئوال که " آیا انقلاب پدیده خوبی است یا نه؟" و صدها سئوال از این دست.

بطور کلی متولدین دهه های 50 و 60 بواسطه شرائط خاصی که در متولد شده اند چندان پیگیر این سئوالات نیستند ولی متولدین دهه های 70 و 80 نگاهی نقادانه به موضوع انقلاب داشته و به اقتضاء سن و سال و شرائط زمان با نسبت به پدیده انقلاب بسیار شکاکانه برخورد می نمایند.

آنها از پدران و مادران خود می پرسند که کارکرد انقلاب چیست و آیا انقلاب چاره تمام مشکلات و معضلات است؟آیا انقلاب خوب است؟اگر خوب است چرا ما نباید انقلاب کنیم و اگر بد است چرا شما انقلاب کردید؟

متاسفانه والدین و متولیان امور فرهنگی یا پاسخی برای این سئوالات ندارند و یا اگر دارند این پاسخ ها آنچنان مبهم است که بیشتر باعث سردرگمی جوانان و نوجوانان شده و هیچ کمکی به ایشان نمی کند.

جوانان و نوجوانانی متولد دهه های 70 و 80 هیچ تصوری از شرائط پیش از انقلاب،زمان انقلاب و دوران جنگ تحمیلی ندارند و به هیچ عنوان شرائط آن زمان را درک نمی کنند،آنها نمی دانند که چرا مردم ایران در سال 57 انقلاب کردند و چرا نظام شاهنشاهی را ساقط کردند و به دنبال چه اهدافی از انقلاب بودند.

نکته جالب توجه آنجاست که بسیاری از متولیان فرهنگی کشور نیز دچار همین "ندانسته ها" می باشند و هیچ پاسخی برای جوانان امروز ندارند و همین "ندانستن" منجر به عدم پاسخگوئی به شبهات شده و همین شبه ها نیز زمینه را برای بوجود آمدن شکاف عمیق بین نسل ها مهیا نموده است.

جوانان از بزرگترها می پرسند که چرا انقلاب کردید و آنها هیچ پاسخی ندارند!نتیجه آن می شود که جوانان مردم انقلابی را افرادی بی هدف و خوش تصور می کنند که فقط برای سرگرمی و هیجان انقلاب کرده اند.

ظاهراً اشکال کار آنجاست که بزرگان و متولیان امور فرهنگی و آموزشی کشور در این 39 سال گذشته هیچ برنامه ائی در جهت تبیین چارچوب های "گفتمان جمهوری اسلامی" و نداشتند و در طول این چهاردهه در مرحله انقلاب و انقلابی گری درجا زده اند و نتوانسته اند از آن مرحله عبور کنند.

شاید بهتر بود که در طی این 39 سال گذشته به جای تاکید بیش از حد به موضوع انقلاب و انقلابی گری به موضوعات مهمتری نظیر مردم سالاری دینی و جمهوریت و هویت ایرانی-اسلامی این جمهوری پرداخته می شد.

انقلاب اتفاقی بود که در برهه ائی خاص به وقوع پیوست و تمام شد و ثمره این اتفاق "جمهوری اسلامی"بود ولی متاسفانه آن اتفاق بیش از ثمره آن مورد توجه قرار گرفت و به همین دلیل نسل جوان نه آن اتفاق را درک می کند و نه ثمره آن را ...!

ترویج و توجیه انقلاب و انقلابی گری برای نظام حکومتی که به ثبات رسیده اصلاً خوب نیست چرا که همین ترویج ساختار شکنی در بلند مدت به ضرر حاکمیت عمل کرده و نسل هایمتولد پس از انقلاب را به انقلاب جدید دعوت می نماید.

از آن بدتر آنکه برخی از بزرگان کشور به جای آنکه "انقلاب" را یک پدیده استثنائی و مربوط به یک  دوره زمان خاص بدانند ،بدون هیچ دلیل منطقی بر طبل انقلاب و انقلابی گری می کوبند و انقلاب را چاره تمام دردها و رافع تمام مشکلات تمام نسل ها معرفی می کنند غافل از آنکه انقلاب شمشیری دو لبه است که چندان قابل اعتماد نیست و گاهی اوقات حتی بر ضد خود عمل می کند.

ما باید از مرحله انقلاب گذر کنیم و به مرحله جمهوریت برسیم و با تاکید بر ایرانی و اسلامی بودن این جمهوری گفتمان خاصی را برای نسل های جوان طرح ریزی کنیم.

البته این نظر نافی اصل "انقلاب و انقلابی گری" نیست و بدون شک وقوع انقلاب اسلامی در ایران یک ضروری و اجتناب ناپذیر بود چرا که در سالهای 56 و 57 بواسطه عملکرد بد نظام پهلوی و خفقان و استبداد نظام ستم شاهی ،جامعه ایران آماده یک انفجار بزرگ بود و لذا هیچ قدرتی توانائی ممانعت از وقوع انقلاب در ایران را نداشت ولی آیا شرائط فعلی کشور با شرائط سالهای 56 و 57 یکسان است؟ آیا جوانان امروز به اندازه سر سوزنی از شرائط بد سیاسی آن روزهای ایران درک و یا شناختی دارند؟ اگر شرائط  امروز و آن روزهای ایران یکسان نیست پس چه لزومی دارد که افکار آن سالها را به خورد جوانان امروز بدهیم و آرمان ملی خود را انقلاب و حرکات انقلابی تعریف کنیم؟

نیاز امروز جامعه ایرانی و اسلامی ما  "تثبیت مردم سالاری دینی" و "توسعه و تعمیق دموکراسی ایرانی-اسلامی" می باشد و در این مسیر ما نیازمند آرامش،اعتدال در گفتار و عمل و دوری از رفتارهای هیجانی و از همه مهمتر پایبندی به معیارها و ارزش های قانونی و دموکراتیک می باشیم و به هیچ عنوان مجاز به ترویج خشونت و رفتارهای احساسی،هیجانی،غیر عاقلانه و غیر مسئولانه نیستیم.

ما از مرحله انقلاب گذر کرده ایم و سالهاست که وارد مرحله جمهوریت شده ایم پس بهتر است که به جای ترویج اندیشه های انقلابی در بین جوانان و نوجوانان به ایشان آرمانهای جمهوری اسلامی و راه زندگی مسالمت آمیز در یک جامعه مردم سالار دین محور را یاد بدهیم و به آنها بگوئیم که راه حل مشکلات جامعه امروز ما قانون گرائی و تحمل افکار مخالف است نه انقلاب.

جوانان و نوجوانان در خصوص انقلاب اسلامی و چرائی آن از ما سئوال می کنند و ما نیز مثل همیشه یا جواب قانع کننده ائی برای ایشان نداریم و یا فقط یک سری شعار کلیشه ائی را تحویل آنها می دهیم و آنها نیز با خود فکر می کنند که نسل گذشته چقدر بلاتکلیف و بی هدف بوده اند و در دلشان به ما و افکار ما و جواب های بی ربط ما می خندند!!!