نقدی بر صنعت سد سازی ایران

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
نقدی بر صنعت سد سازی ایران

سال 93 در حاشیه دهمین دوره نمایشگاه بین المللی صنعت آب و تاسیسات آب و فاضلاب تهران بطور اتفاقی در یکی از غرفه های نمایشگاه دیداری کوتاه با یکی از مهندسین آمریکائی صنعت آب داشتم که حرف های قابل تاملی می زد.

این مهندس نسبتاً سالخورده آمریکائی می گفت که چندی سالی است دولت آمریکا در حال تخریب سدهای بزرگ بتنی  احداث شده در مناطق کویری جنوب غرب آمریکا می باشد و به جای ذخیره آب پشت سدها از روش های مدیریت آب و ذخیره سازی آب در سدهای زیر زمینی استفاده می کنند و جالب اینجا بود که آمریکائی ها ایده اولیه چنین کاری را از ما ایرانی ها یاد گرفته بودند!!!

ایرانیان باستان به جای ساخت سد بر روی رودخانه ها، بندهای کم ارتفاع روی رودها می زدند و روان آب ها و سیلاب های فصلی را به نوعی به سفره های زیر زمینی تزریق کرده و بعداً با استفاده از تکنولوژی پیچیده و پیشرفته قنات از این آب های ذخیره شده استفاده می کردند.

ایرانیان باستان به خوبی می دانستند که آفتاب داغ فلات خشک ایران با آب های ذخیره شده پشت سدها چه کار می کند به همین خاطر هرگز سد بزرگ نمی ساختند و به جای سد از بند(نظیر آنچه در سی و سه پل اصفهان می بینیم) استفاده می کردند.

البته شاید بعضی ها بگویند که ایرانی ها فناوری و یا توانائی لازم جهت ساخت سدهای بزرگ را در نداشتند و به همین خاطر ما در ایران قدیم سد بزرگ نداشتیم ولی این ایراد صحیح نیست زیرا ملتی که دو هزار سال پیش توانائی ساخت سازه های آبی شوشتر را روی رودخانه خروشان و وحشی کارون داشته است آیا نمی توانست یک سد چند ده متری روی رودخانه های نسبتاً آرام فلات مرکزی ایران بسازد؟

علت اینکه ایرانیان قدیم علاقه ائی به سد سازی نداشتند همانا بیم آنان از اتلاف آب و نابودی دشت ها و آبخوان های ایران بود.

ایرانیان هیچگاه آب را روی زمین و در معرض آفتاب تند تابستان ایران و بادهای خشک و تشنه کویر قرار نمی دادند،آنها آب را زیر زمین ذخیره می کردند و بعد به مرور و به اندازه نیاز از آن برداشت می کردند و به همین خاطر زیر سطح این سرزمین همیشه پر از آب بود.

در سالهای میانه دهه 30 شمسی و هنگامیکه که غربی ها فناوری استخراج آب از چاههای عمیق را به ایران آوردند تراز آب چاه ها در برخی از نقاط ایران آنقدر بالا بود که حتی با دست هم می شد از چاه ها آب برداشت و میانگین تراز آب در بسیاری از دشت های مرکزی ایران کمتر از ده متر بود.

حالا به لطف برداشت های غیر متعارف از سفره های زیر زمینی آب تراز آب در برخی نقاط ایران حدود 200 متر افت کرده و به بواسطه سدسازی های بی ضابطه تمام تالاب ها و آبخوان های ایران خشک شده اند و تقریباً تمام چشمه های بزرگ با خطر خشک شدن دائمی مواجه هستند.

ساخت سد بدون در نظر گرفتن شرائط اقلیمی ایران باعث خشک شدن دریاچه ارومیه،تالاب گاوخونی،دریاچه های بختگان و پریشان و نابودی تالاب های بزرگ خوزستان و فرونشست دشت های زیادی در ایران شده است.

حالا ما بواسطه همین کارهای نابخردانه گرفتار خشکسالی و ریزگرد و بادهای داغ شده ایم و دیگر امکان جبران هم برای ما وجود ندارد.

سد سازی و غارت آب های زیر زمینی را غربی ها به ما یاد دادند ولی ما با استعداد شگرف خودمان حتی از آموزش های آنان هم پیشی گرفتیم و چنان به جان منابع آب افتادیم که حتی دیگر توانائی جبران صدمات وارده به خودمان را هم نداریم.

اگر سد سازی و ذخیره آب پشت سد در نواحی بیابانی خوب بود خود آمریکائی ها در وسط صحراهای خشک جنوب غرب آمریکا سد می ساختند و یا سدهای قدیمی را نگه می داشتند.

اجرای سدهای عظیم بتنی در نواحی سردسیر مثل آلاسکا یا کوههای شمال غرب آمریکا که دارای هوای فوق العاده سرد و نرخ تبخیر پائین است صرفاً به منظور تولید برق آبی صورت می گیرد و سالهاست که در مناطق بیابانی جنوب غرب آمریکا احداث سدهای بلند ممنوع شده و حتی چند سالی است که آن سدهای قدیمی هم در دست تخریب می باشند پس چرا ما برخلاف اصول عمل می کنیم.

ساخت سدهای کوچک و بندهای خاکی که توانائی نگهداری مقدار کمی از آب را داشته و حتی مشکل فرار آب دارند عملاً به نفع سفره های زیر زمینی آب و محیط زیست می باشد ولی سدهای بزرگ و ایزوله فقط باعث نابودی دشت ها و تالاب ها شده و هیچ اثر مثبتی ندارند.

فراموش نکنیم که دشت پر آب شهریار را سد کرج خشک کرد و دشت ورامین و پاکدشت بواسطه سدهای لتیان و ماملو در معرض فرونشست قرار دارد و صدها دریاچه و تالاب در کشور قربانی همین سد سازی ها شده اند.

پس تا دیر نشده باید جلوی این روند غلط را گرفت و نگذاشت سد سازی باعث نابودی کل ایران شود.